سازمان شما فقط با محصولاتش شناخته نمیشود؛ با برداشتی که در ذهن ذینفعان ایجاد میکند شناخته میشود.
بسیاری از مدیران تصور میکنند اگر کیفیت محصولات یا خدماتشان مطلوب باشد، برند سازمان نیز بهمرور شکل خواهد گرفت. اما تجربه بازار ایران نشان میدهد سازمانهای زیادی با وجود کیفیت مناسب، نتوانستهاند جایگاه متمایزی در ذهن مشتریان، کارکنان و حتی شرکای تجاری خود ایجاد کنند.
مشکل، کیفیت نیست؛ نبود یک برند منسجم است.
اگر سازمان شما با یکی از این چالشها روبهروست، احتمالاً مسئله فراتر از بازاریابی یا تبلیغات است:
اینها معمولاً نشانههای نبود یک استراتژی برند هستند، نه ضعف در اجرای تبلیغات.
در ادبیات علمی مدیریت برند، برند سازمانی مجموعهای از ادراکها، تجربهها و تداعیهایی است که در ذهن همه ذینفعان شکل میگیرد؛ از مشتری و کارکنان گرفته تا سرمایهگذاران، تأمینکنندگان و جامعه.
به همین دلیل، برند تنها در واحد بازاریابی ساخته نمیشود؛ بلکه نتیجه هماهنگی میان استراتژی، فرهنگ سازمان، رهبری، تجربه مشتری و ارتباطات سازمان است.
وقتی این اجزا همسو نباشند، حتی بهترین کمپینهای تبلیغاتی نیز اثر ماندگاری ایجاد نخواهند کرد.
در بسیاری از پروژههای برندسازی، تمرکز بر طراحی هویت بصری یا تدوین پیامهای ارتباطی است؛ اما در متد روانبرند، برندسازی از شناخت «شخصیت واقعی سازمان» آغاز میشود.
هر سازمان، همانند یک انسان، دارای شخصیت، ارزشها، باورها، الگوهای رفتاری و فرهنگ خاص خود است. اگر این هویت بهدرستی شناخته و تعریف نشود، تصویری که بازار از سازمان میسازد، پراکنده و ناپایدار خواهد بود.
هدف این مشاوره، ایجاد هماهنگی میان هویت درونی سازمان و تصویر بیرونی برند است؛ زیرا برندهای ماندگار، پیش از آنکه در بازار ساخته شوند، در درون سازمان شکل میگیرند.
پیش از آنکه بودجه تبلیغات را افزایش دهید…
از خودتان بپرسید:
اگر امروز تبلیغات سازمان شما دو برابر شود، آیا برندتان نیز دو برابر قدرتمندتر خواهد شد؟
اگر پاسخ این سؤال روشن نیست، احتمالاً پیش از سرمایهگذاری بیشتر در تبلیغات، لازم است زیرساخت برند سازمان را بازنگری کنید.
با ثبت درخواست مشاوره، وضعیت فعلی برند سازمان شما بررسی میشود و بر اساس چالشها، اهداف و شرایط کسبوکار، مسیر مناسب برای توسعه و تقویت برند سازمانی پیشنهاد خواهد شد.